نا کجا آبادی از جنس وطن

ژوئن 24, 2008

این رو تو کاغذهای قدیمیم پیدا کردم فکر کنم خودم نوشتمش ( در حالت از خود بی خودی شاید ) البته خیلی وقت پیش شبیه شعر ولی شعر فکر نکنم باشه خیلی دوست دارم نظر شاعرین رو در این مورد بدونم  آخه خودم تا حالا شاعر نبودم شاید یه هو شاعرم شدیم .

 

                                                                         واما شبه شعر

                        نا کجا آبادی از جنس وطن

دیدمش ، گفتمش : فلانی کجایی

گفت : پشت کوهها در زیر آسمان ، جایی

گفتمش ، نگفتمت خانه ات کجاست گفتمت کجایی

گفت : اندر دیار غریب به درون هیچستان فضایی

گفتمش همه عمر در غریبستانیم و هیچستان در بند دیار و خانه نییم  ، کجایی

گفت از روی سرخم از درون زرد به برون می برند رشکم به درون اما خون به جگر ، دوستان اما ….

سخنش را خورد اندیشه ام راه نبرد به جایی

گفتمش حالت خرابتر از من سر خوش گونه ست ، ما که آه هی نداریم به ناله سودایی

ولی خواهم دانست کجایی

آنروز که همچون تویی به مقابل برایم در درون خویش

به جدال با بی جایی .

نا کجا آبادی از جنس وطن

بی سرو پایی با نام هم وطن .

 

 

 

پی نوشت : خواهشا مسخره نکنید من که گفتم شاعر نیستم تازه این قدیمی بود اگه مسخره کنید دیگه شعر ( شبه شعر ) نمینویسم .

پی نوشت 1: نظرات سازنده ی علی را خواستاریم تا ببینیم استعداد داریم یا نه البته این قدیمیه اگه استقبال بشه باید دنبال شعر هم برم .

پی نوشت 2 : گفته بودم زود به زود مینویسم  🙂 .

پی نوشت 3 : نمیدونم چرا اینقدر حالم خوبه خیلی سر خوش شدم جدیدا شاید آخره افسردگی یه پله تا دیوانه گی ( تا اینطورم استفاده کنید هرچی بگید نه نمیگم )

Advertisements

10 Responses to “نا کجا آبادی از جنس وطن”


  1. ببین من گفتم عکس می ذارم، ولی بایدی یه بار درست کنم غذارو
    از منی که از تنبلی سوء تغذیه دارم که توقع ندارین برم ماهی شکم پر درست کنم
    من یه روز در هفته غذا می پزم، یه هفته همونو گرم میکنم می خورم ، دیگه حساب کن
    بعدشم که در مورد شعر من کلا بی نظرم، خیلی وقته گذاشتم کنار، یه 5 سالی میشه
    ولی
    گفت : پشت کوهها در زیر آسمان ، جایی(«در» رو حذف کنی و به جاش ویرگول بذاری بهتره)
    گفت : اندر دیار غریب به درون هیچستان فضایی(اینم بشه این بهتریه «گفت : اندر دیار غریب، درون هیچستان، فضایی )
    .
    ببخشید من راستش خیلی صاحب نظر نیستم، می ترسم بقیه بیان نفرینم کنن اینجا
    من این حرفها حالیم نیست عکس ماهی مبهم میخوام تازه شانس یارتان بود که نگفتم مقداریش هم برام بفرستید ( وقتی صحبت غذا میشه عقلانیت از دستم میره ) به هر حال اصلا خوب نیست که غذا رو دیر به دیر بپزید من معتقدم عقل سالم در شکم پر است
    + درمورد شعر هم معلومه کلی خندیدید تازه بچه ها رو هم خبرکردید باهم بخندید . و خب شما خوب گفتیا درسته اون حرف ربط ها اذیت میکنه .
    + بقیه چیه من خودم نفرین نه یعنی تشکر میکنم از اینکه وقت گذاشتین و نظرتون رو رو شعر ( شبه شعر ) گفتید .


  2. پانته‌آ: صدالبته که پاسخ ميدم. ام… سؤالتون چی بود؟ 🙂
    بابت لطفتون ممنونم.

    من هم مثل کالندر گرل متخصص نيستم، اما…
    مگه ميشه فوضولی نکرد؟
    من فکر ميکنم چيزی که به شعر شما لطمه زده انتخاب کلمه‌ها نيست. شعر شما وزن نداره. در شعر نيمايی قافيه‌ها ميتونن جابه‌جا بشن و مصرعها کوتاه و بلند، اما معمولاً وزن سر جای خودش هست.
    باور کنيد اينجا هيچکس نخنديد! فوق فوقش يک لبخند مليح به روی ماه شما 🙂
    بسیارمفتخر شدم از حضور شما هم اندیش ولذت بردم از متن شما در وبتون . لطفی نبود اندکی از حقیقت رو گفتیم .
    + خواهش میکنم شبه شعر ما تخصص نمیخواد که . فضولی کدومه ما نظر خواستیم شما نظر میدید معمله پایا پای . ممنوم از بابت توضیحتون روی شبه شعر بنده .
    +عرض نکردم اینقدر خنده دار بوده که رفتن دوستاشون رو دعوت کردن . ولی بی شوخی ممنون از لطف شما
    اندیشه ی شما استوارباد و امیدوارم عالم گیرم باشه .

  3. FAnCy FrEe Says:

    قشنگ جان اگه من خواسته باشم برادر بزرگت باشم که دیگه اسمم میشه پدر بزرگ.
    خوبی پلنگی کجا بودی این مدت؟ ها؟ D:
    در مورد شعرتم نظر نمیدم چون گفته بودی علی بیاد ):
    خوب تصیح میکنیم به پدر بزرگ ( شما پدر بزرگ ما باش )
    + این مدت هم زیر سایه ی شما بودم خیال خام پلنگم هم به سوی ماه پریدن بود .
    + حال من معذرت میخوام شما هم یه نظری بده ولی سازنده به ترجمه هم نیاز نداشته باشه بی زحمت البته .


  4. سلام علیکم و رحمه الله !!!

    آقا جان شعرتان هم خوب بود. من اگر شعر های دوران دبیرستانم را بیارم ملت از خنده قلنج می کنند!! بازی ها را هم لطفن شرکت بفرمایید.
    وبراکاتو انالله یحب ال مرسلین البازی یعنی خداوند ارسال کنندگان بازی رو دوست دارد D:
    +ممنونم بالاخره یکی به ما امید داد واقع تشکر میکنم ( اسمایل اشک شوق ) اون شعرای دبیرستان رو هم بنویسید من میام ازشون تعریف میکنم مساوی شیم .


  5. مگه قرار نبود عکست رو از اون بالا برداری ؟
    به به خانم شایگان امروز حالتون چه طوره . بعد از یک ماه تشریف آوردین و به جای سلام و احوال پرسی و غلط امایی گرفتن از ما ، میگویید عکستان را فلان ( اوه او بیچاره شدم الان دمار از روزگارمان بدر میکند ) .شوخی کردم
    + عکس هم قرار بود برای دوستان وآشنایانی و مشتریانی که ممکن است به طور اتفاقی به اینجا آید و ببیند که ما لا مذهبیم وتشتمان را از بانم بیندازند قرار بود برداشته شود ولی بعد با خود فکر کردم گور پدرانشون بیان ببینن چی میشه .
    + واقعا این مدت غلط های املایی زیادی بود که گرفته نمیشد 😀

  6. FAnCy FrEe Says:

    خب میخواستم نظر بدم بگم نفهمیدم چی نوشتی D:
    ولی هی به اون طرف گفتی کجایی اونم گفت کجام بعد تو میگی نه، میگم کجایی؟!
    دقیقا به نکته ی مفهومی اشاره کردی منظور بنده از این شعر البته اون موقه این نفهمیدن یکدیگر بود یعنی هم من نمیتونم به اون طرف منظور برسونم هم اون نمیتونه به من و جالب اینه که هردو هم میهن خطاب میشم در یک مرز + فیلم گوسا داگ رو دیدی ؟ ندیدی به هرحال اون تو دو نفرهستن که اصلا زبون همو نمیفهمن ولی هم درک میکنن در ناکجا آبادی به اسم غربت . ولی من میگم اینچا غریبتره ( این منظورم بوده شاید اونموقه )
    +درست مثل شما هی به من میگی کجایی صورتی هی من میگم کجام هی شما میگی هم من میگم به هر زبونی گفتم نشنیدید که 🙂 الان صورتی بیاد ببینه اسمشو دودره کردم ناراحت میشه غرش میکنه سمتم .


  7. می رم خودمو حلق آویز می کنم هاااا
    از دست این ماهی
    حالا من یه اشتباهی کردم
    ولی چشم هر وقت درست کردم میذارم
    آخه الان تابستونه ماهی حال نمیده
    پس تا آنروز که درست کردید صبر میکنیم
    پس تابستون که سپری شد قول بدید عکسش را تحویل دهید .
    راستی تا اونموقع ما به چی گیر بدهیم پس و به چه بهانه ای به وب شما سر بزنیم هان ❗

  8. FAnCy FrEe Says:

    دستت درد نکنه مثاله رو زدی کاملن واسه م افتاد 😉
    ولی یادت باشه آخرش نگفتی کجا بودی ها ( آسفالت)
    تازشم قرار بود ربه کا بهم بدی 😦
    خوشحالم که بالاخره با تلاش های روز افزون توانستم ذهن شما را نسبت به شعر روشن کنم .
    من زیر سایه شما بئدم دیگه اون آسفالت به چه معناست ؟
    در مرد ربکا هم قبلا صحبت کرده بودیم .

  9. علي Says:

    سلام رفيق:
    اين مدت چند باري كارت رو خوندم. استش نظر دادن در موردش سخته! خيلي متفاوت كار كردي! البته غالب شعري نيمايي به حساب مياد ولي گزشني كلمات و نثر خاص نوشته من رو ياد «چنين گفت زرتشت» نيچه مي‌اندازه! بذار اول در مورد شعريت يك نوشته حرف بزنيم! تو هنر كلاسيك شعر يك شري تعريف‌هاي خاص داشت و معمولن با سه فاكتور شناخته ميشد: موزون باشه، مخيل باشه و مقفا باشه (وزن و خيال و قافيه)!
    ولي خب هنر مدرن اين چيزهاي سرش نميشه! به قول يه دوست ممكنه يكي يه مقاله رو جلوي شما بذاره و بگه اين يك شعره! يعني ساختار در هنر مدرن چندان اهميت نداره! هر چند در هر هنري آشنايي با ساخترا خيلي كمك مي‌كنه! من در مورد زبان كارت نمي‌تونم نظر خاصي بدم چون گيجم مي‌كنه! دوتا پيشنهاد فقط:
    زبان‌هاي مختلف رو امتحان كن تا زبان خودت رو پيدا كني! (خيلي به ادبي بودن زبان هم فكر نكن. ادبيت بايد درون متني باشه)
    سطر شيشم كارت خيلي اديت مي‌كنه! طولاني شده و پيچ در پيچ! روش كار كن! البته ملاك اصلن خودتي! چون پيچيدگي زباني هم زيبايي خاص خودش رو داره. ولي اين سطر از نظر من مشكل داره و بايد به چند سطر كوچكتر و روان‌تر تقسيم بشه!
    و اما در مورد مفهوم كارت. وجهه‌ي سنگين كارت مفهومه! اصلن اين موضوع و ديد جديدي كه روش كار كردي ارزش داره! از يك نوع نگاه جديد! اينجا شاعر توضيح ميده كه مشكل از منه كه درك نمي‌كنم تو رو و روزي كه مثل تو بشم دركت خواهم كرد!
    دقت كن در اكثر مواقع همين مضمون برعكس روايت ميشه: مردم شاعر رو درك نمي‌كنن!
    به اين ميگن «آشنايي زدايي» و اگه تو به صورت ناخودآگاه انجامش دادي يعني مي‌توني! فرماليست‌ها (يكي از بزرگترين مكاتب نقد ادبي) آشنايي زدايي رو از مهم‌ترين عناصر ادبي مي‌دونستن!
    باز از قول يك دوست تنها چيزي كه تمام هنرمندها درش مساوي هستن امكان لغزشه! هر هنرمندي تو هر لحظه مي‌تونه گند بزنه! بايد خيلي كار كني! هنر روي لبه ي تيغ راه رفتنه! بيشتر بنويس!

  10. neda Says:

    به جون تو اگه نظر منو بخوای منم مثل خودتم اما شدید تر یه سوال عاشقی ؟یه شعرایی میگم تو کفش بمونین اما اگه اولیش بود خیلی عالی بود ما از بچگی شاعر بودیم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیییییییییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللللللییییییییییییی عالی بود خدای شعر کمکت کنه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: