من همان مرغم

ژوئن 2, 2008

این شعرر از احمد شاملو ست که خودش نیز انرا در کاستی به اسم باغ آیینه میخونه با صدای خودش و حس خودش . من با این شعر ارتباط زیادی بر قرار کردم و اصلا فکر میکنم کل حرف دل من( و کلی از بچه ها که تا حالا میشناسم ) این تو هست . پس این شعر رو اندیشه من بدونید هنگام خوندنش به عکسی که اون بالاست نگه کنید اون منم که در ظلمت نشستم و وای میکشم .

مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت

شب چرا یی گفت و خواب از سر گرفت

مرغ وایی کرد پر بگشود و بست

راه شب نشناخت در ظلمت نشست

من همان مرغم به ظلمت باژ گون

نغمه اش وای آبخوردش جوی خون .

دانه اش در دام تزویر فلک

لانه در گه واره ی جنبان شک

لانه میجنبد وز او ارکان مرغ

ژیرژیرش میخراشد جان مرغ

ای خدا گر شک نبودی در میان

کی چنین تاریک بود این خاکدان

گر نه تن زندان تردید آمدی

شب پر از فانوس خورشید آمدی

من همان مرغم که وای آواز او

سوز مایوسان همه از ساز او

او ز شب در وای و شب دل شاد از اوست

شب خوش از مرغی که در فریاد از اوست

گاه بالی میزند در قعر آن

گاه وایی میکشد از سوز جان

خود اگر شب سر خوش از وایش نبود

لاجرم این بند بر پایش نبود

وای اگر تابد به زندان بان ریش

آفتاب عشقی از محبوس خویش

من همان مرغم نه افزونم نه کم

قایقی سر گشته بر دریای غم

گر امیدم پیش راند یک نفس

روح دریایم کشاند باز پس

گر امیدم وا نهد با خویش تن

مدفن دریا ی بی پایان و من

ور به خود بازم نهد دریای پیر

گو بیا امید و پارویی بگیر

خود نه از امید رستم نی زغم

وین میان خوش دست وپایی میزنم

من همان مرغم که پر بگشود و بست

ره ز شب نشناخت در ظلمت نشست

نش غم جان است و نش پروای نام

میزند وای به ظلمت وسلام .

 

پی نوشت 1 : میدونم این روزها کمتر میام به خاطر مشغله ی کاریه ( و همینطور ماشین که موتور سوزونده )

پی نوشت 2 : یه پست کاملا زیبا و کامل دارم آماده میکنم که شروع واقع ای این وبلاگ آخه هنوز درست با اینجا ارتباط بر قرار نکردم .

Advertisements

10 Responses to “من همان مرغم”

  1. مهسا Says:

    «خود نه از امید رستم نی زغم

    وین میان خوش دست وپایی میزنم»

    شعر محشر بود

  2. دلتنگ Says:

    سلام دوست عزیز…
    مطالبی رو در جواب مقاله ای که دوست عزیزمون مردآویچ گرامی درقسمت کامنت های پست قبلیتون قرار داده بود نوشتم ودلیلم که اینجا ننوشتم این بود که اولا بحث به این پست کشیده نشه و همچنین دسترسی به کل مطالب آسانتر باشه…..
    من خودم از این تبادل نظر بهره بردم و امیدوارم شما هم بهره برده باشید ..
    اما از شما گله داشتم که چرا بحث بر سر موضوع ورود اسلام به ایران هست ناگهان بحث رو به قول شما به خیانت ایرانیان کشوندید ….اجازه میدادید بحث در این مورد تموم بشه و بعد بحث بعدی رو شروع میکردید….
    این اصلا روش تبادل نظر نیست…
    با نسبت دادن حرفهای براون به من چه نتیجه ای میخواستید بگیریید….
    بگذرم و دوباره شروع نکنم
    براتون آرزوی خوشبختی میکنم ….
    امیدوارم ماشینتون هم سرحال بیاد…
    این مدت بهمن خوش گذشت…
    بدرود

  3. علی Says:

    سلام:
    چرا به روز نمی کنم تو؟


  4. سلام مسعود جون
    خوبی ؟
    رخشت در چه حاله ؟ خودت رو عشقه که موتور نسوزوندی 😉
    منتظر پستت هستم 😉
    راستی یادم رفت، شعر قشنگیه من هم مثل تو …
    ولی خودمونیم عکست خیلی باحاله 😉
    میرم تره ( میمیرم برات )

  5. سارا Says:

    سلام
    چه حس نزدیکی
    خیلی خوشم اومد .
    همیشه شعرهای شاملو برام یه حس غریب و دلچسب دارن
    راستی من دوباره به حرف اومدم

  6. سارا Says:

    سلام
    چه حس نزدیکی
    بسی خوشم اومد .
    همیشه شعرهای شاملو برام یه حس غریب و دلچسب دارن
    راستی من دوباره به حرف اومدم
    موفق باشی دوست

  7. سارا Says:

    سلام
    چه حس نزدیکی
    بسی خوشم اومد .
    همیشه شعرهای شاملو برام یه حس غریب و دلچسب دارن
    راستی من دوباره به حرف اومدم
    موفق باشی دوست
    راستی من خیلی وقته می شناسمت

  8. سارا Says:

    سلام بازم .
    یه چیزی بگم اول .اینکه این نظرم سه بار اومده !تقصیر من نبود .این ورد پرس منو کشت .هی ارور می داد که نظرتو درج نمی کنم و کلی لجبازی کرد باهام!
    واسه همین هر دفعه هم مجبور می شدم یه کم تغییرش بدم چون اجازه ی درج نظر نمی داد .این از این و معذرت!
    بعد اینکه من نظرای شما رو توی وبلاگ پناهی و جاهای دیگه ای که نظر دادین همیشه خوندم .البته نظرای همه رو همیشه می خونم .اکثر وبلاگها رو می خونم .کمتر عادت به نظر دادن دارم.
    منم خوشحالم از آشنایی با شما

  9. سارا Says:

    سلام
    کمی فکرم مشغول شد تا یادم اومد منظورت از سارای تماشاگر چیه!
    اگه با وبلاگ پناهی و خوش آمدم به سمیه منظورت بود آره .من همونم
    حرفت تحت تاثیرم گذاشت .حتی چند ثانیه .ای کاش هفت بار بود!
    چیزای ساده گاهی گیجم می کنن


  10. من همان مرغم که پر بگشود و بست


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: